آخرین مطالب پیوندهای روزانه
پيوندها
نويسندگان
دوستت دارم همدم نفس هام A روز خزان پاييزي
روز خزان پاييزي پرستويي را ديدم در حال مهاجرت به او گفتم : چون به ديار يارم مي روي به او بگو دوستش دارم و منتظرش مي مانم . بهار سال بعد پرستو نفس نفس زنان آمد و گفت : دوستش بدار ولي منتظرش نمان؟؟؟؟؟؟ نظرات شما عزیزان: سه شنبه 19 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 8:26 :: نويسنده : ابراهیم شه بخش
![]() ![]() |